اولین ایستگاه ما تو این مسیر شهر ساحلی تنکابن از استان خودمون یعنی مازندرانه. تو مسیر که از شهر تنکابن رد میشید از پل نسبتاً بزرگی میگذرید به اسم چشمه کیله. توی رودخونه این پل باید ماهی فراوون باشه چون شما تو اولین نگاه مجذوب دسته مرغهای دریایی میشید که زیر این رودخونه دنبال شکارند.

و اما دومین استگاه. عروس شهرهای مازندران رامسر. بافت کلی شهر مربوط به زمان پیش از انقلابه. به رامسر چون مورد توجه شاهان پهلوی بوده خوب رسیدند. این عکس رو از مقابل هتل قدیم رامسر که خودش یه جای دیدنیه گرفتم.غیر از ییلاق جواهرده از گذرتون به خود شهر رامسر افتاد دیدن کاخ شاه و استفاده از آبگرمهای اونجا رو فراموش نکنید.

بعد رامسر که تقریباً آخرای مازندران میشه وارد گیلان میشیم. بعد چندتا شهر کوچیک به لنگرود رسیدم و واسه دیدن پل قدیمی این شهر بیخیال کمربندی شده و از داخل شهر گذشتیم. این شما و این پل قدیمی لنگرود!

تعریف لاهیجان رو زیاد شنیده بودم عکس اول مربوط به دریاچه یا شایدم استخر نسبتاً بزرگ این شهر باشه. دم صبح آب و هوای اینجا با فضای سبز دلنشینش جون میده واسه دویدن. عکس بعدی هم مربوطه به بقعه شیخ زاهد. این مقبره تو جای نسبتاً مرتفعی واقعه و از کنار اینجا نمای جالبی از شهر رو می تونید ببینید. ضمناً فکر کنم این شهر باید تله کابین هم داشته باشه. تا یادم نرفته تمام شهر پره از کلوچه فروشی!


جای بعدی که توقف داشتیم مرکز استان گیلان رشته. رشت جزو کلان شهرهاست و به محض ورود اینو احساس میکنید. از یه مغازه دار جای دیدنیه شهرو سراغ گرفتم با تعجب دیدم داره منو به شهرهای اطراف حواله میده. باز پرسیدم خود شهر رشت که بهم گفت خیلی جای خاصی نداره! از میدون قدیمی شهرداری که ساختمونهای قدیمی شهرداری و پست اونجا بود میگذشتم که مجسمه زیبایی از میرزاکوچک خان نظرمو جلب کرد. با گرفتن نشونی مقبره میرزا به اونجا رفتم ولی با توجه به اینکه مقبره میرزا کوچک خان اصلاً در حد و اندازه خودش نبود به همین عکس مجسمه اش تو میدون شهرداری بسنده میکنم.

یکی از شهر های خیلی قشنگ استان گیلان که پیشنهاد میکنم تماشای اونو از دست ندید شهر فومنه. یه شهر جمع و جور و سرسبز. فومن به دو چیزش معروفه. یکی کلوچه های خوشمزش و دوم مجسمه های متعدد و رنگارنگش که ظاهراً یادگار یکی از شهردارهای مجسمه دوست قبل از انقلابه. متاسفانه با دیدن زیبایی شهر فومن جوگیر شدم و اصلاً یادم رفت واسه وبلاگ عکس بگیرم همش داشتم از همراهام عکاسی میکردم. با عرض پوزش این عکس که از دل یه عکس خانوادگی در اوردم رو واسه خالی نبودن عریضه قبول کنید.

مسیر فومن به ماسوله فوق العاده است مخصوصاً تو بهار .حتی واسه من شمالی که دور و برم پر جنگله . و این هم رودخونه ای در نزدیکی شهر تاریخی ماسوله.

پس از طی حدود 420 کیلومتر راه از بابل اولین باری که دورنمای ماسوله رو می بینی حس جالبی داره. ماسوله ای که تا بحال اونو تو کارت پستالها و پوستر ها دیده بودم و الان تو دل کوهایی که نوکشو مه گرفته بود جاخوش کرده بود.

تو ماسوله دنبال اون پنجرههای قدیمی و گلدون های شمعدونی اش می گشتم اما تازه بهار اومده و از گل شمعدونی خبری نبود ولی نمای این دو پنجره به نظرم جالب اومد. نکته جالب این که دیوارخونه های جدید ماسوله هم که با مصالح جدید ساخنه میشه واسه هماهنگی با بافت قدیمی به شکل کاهگلی در میارند.
بازار ماسوله هم جای جالبیه. اکثر مغازه ها محصولات صنایع دستی رو میفروشن و با توجه به طبقه طبقه بودن اونجا تقریبا بازار سه طبقه رو به خودش اختصاص میده. غیر فروشگاههای صنایع دستی قهوه خونه ها وکبابی های اونجا هم خیلی باحاله و شور وحال خاصی به فضای بازار میده.

از صنایع دستی ماسوله غیر از عروسکهای بافتنی و کفش های چرمی محلی (چموش) جورابهای پشمی که با رنگهای شاد توسط زنهاهای ماسوله بافته میشه خیلی چشمنوازی میکنه.

رو یه طبقه یا به عبارتی رو سقف یکی از خونه ها وایستاده بودم که گیله مردی عروسک فروش داشت جلو خونه اش که توی طبقه پاینی و زیر پای من بود بساط میکرد. واسه اینکه چهره اش تو عکس بیفته مجبور شدم از طبقه بالایی و با صدایی بلند، قیمت عروسک رو ازش سوال کنم!

از چیزای جالبی که تو بازار دیدم یه نوازنده دورگرد پیری بود که ترانه هایی رو به زبون آذری میخوند.

دم غروب که هوا کم کم تاریک میشه و چراغهای خونه ها روشن میشه ماسوله چهره ای رویایی به خوش میگیره. راستی اون گنبد و گلدسته ای که تو شهر مبینید جایی نیست جز امامزاده ای که ظاهراً فرزند زید پسر امام علی میشه.

راستی اگه به ماسوله رفتید حتماً سعی کنید یه شب رو اونجا بمونید. ماسوله کلاً یه هتل و یه هتل آپارتمان داره هتل آپارتمان مهران 01327572096 و هتل منفرد 01327572050 . عید امسال یه اتاق سه تخته رو از منفرد قیمت گرفتم شبی 25000 تومن . البته اکثر محلی ها هم خونه هاشونو به مسافرا اجاره میدن و خیلی از مسافرا ترجیح میدن شب رو تو یکی از همین خونه ها به صبح برسونن. ضمناً قیمت یه خونه محلی با دو اتاق و آشپزخونه و سرویس بهداشتی و ... شبی 30000 تومن بود البته تو این ایام سال .

و برای عکس پایانی این سفرنامه نمایی از مراسم سنتی بهارانه مردم ماسوله رو در نظر گرفتم که دخترها با لباس محلی طبق هایی که توی اون سین های سفره هفت سین و حمل می کردند. البته من آخر آخر مراسم رسیدم و تو تاریکی و با فلاش تونستم این عکسو بگیرم.

همسفران محترم خسته نباشید. دست حق نگهدارتون. آخر خط بود!

