این پست قرار بود که شب یلدا رونمایی بشه ولی به احترام شادی های یلدایی دوستان با قرعه استراحت روبرو شد تا همین حالا:
پیرمرده / دندون زرده / لالا کرده / پشت پرده
این شعر کودکانه 4 تیکه ای رو از داداشم یاد گرفته بودم. چیزی حدود 20 سال پیش. بهم گفته بود: این چهار تیکه رو میشه با هر ترتیبی خوند و معنی شعر هم فرقی نمیکنه. این شعره یه مدت شده بود سرگرمی من. هی زمزمه میکردم:
دندون زرده / پشت پرده / لالا کرده / پیرِمرده
لالاکرده / پیره مرده / پشت پرده / دندون زرده
... / ... / ... / ...
اون روزها، این سرگرمی من ناخودآگاه باعث شده بود از این پیرمردِ توی شعر ، تصویری تو ذهنم بسازم. حتی وقتی که شبها مجبور میشدم برم حیاط !!! هنگام برگشتن به داخل خونه احساس میکردم پشت پردهی بلندی که روی در و پنجره های اتاق جفت تراس خونمون آویزون بود واقعاً یه پیرمرد با دندونای زرد خوابیده. صدای خُرو پُفش رو هم شاید میشنیدم !
سالها گذشت و دیگه پیرمرد دندون زرد رو فراموش کرده بودم تا چند روز قبل. وقتی که دنبال انارهای قرمز واسه عکس شب یلدای وبلاگم بودم. دیدن پیرمرد منو میخکوب کرد. اَ اَ اَ اَ خودِ خودش بود... بعد از20 سال هیچ تغییری نکرده بود. تو اون هوای سرد دلم براش سوخت. بیچاره پشت پرده ای هم پیدا نکرد واسه لالا کردن. همونجا تو سرما کنار خیابون خوابید...
***
نمیدونم چرا هربار که میخوام پای عکسام چیزی بنویسم سرو کله بچگی هام پیدا میشه. شاید ما این روزا خیلی درگیر چیزایی مثل انار و آجیل شب چله هستیم و پیرمردهای دندون زرد شعرای بچگیمونو فراموش کردیم. واسه اینکه فراموشیمون زیاد نشه هفته ای یکبار هم واسه یادآوری چیزهایی که ممکنه یادمون بره غنیمته. اینطور نیست؟؟
هییس س س س ! آرووم م م م !
پیرمرده لالا کرده ....
صدای خُرو پُفش میاد

