تبليغاتX
عكسخانه :: عکسخانه - در انتظار شنیدن صدای پای علی !
شنبه سوم شهریور 1386
در انتظار شنیدن صدای پای علی !

سلام
بعد چند پست که بیشتر عکسهای آرشیوی ام رو واستون گذاشتم امروز عصر فرصتی پیدا کردم که مث دوره نوجوونیم دوربین به دست تو کوچه و پس کوچه پرسه بزنم. البته قدیما پیاده بود ولی این دفعه تنبلی ام گل کرد و سواره پرسه زدم.
مث همیشه بازم زدم تو کوچه پس کوچه های قدیمی. آهسته در حال حرکت بودم. از کنار پیرزنی که زیر دیوار یه تکیه نشسته بود گذشتم. همین جور دو دل بودم که برگردم یا بی خیالش شم. نهایتاْ گفتم همین سوژه رو هم اگه از دست بدم شاید چیز دندونگیر دیگه ای گیرم نیاد. دنده عقب اومدم.
بنظر پیرزنه مث اونایی بود که هر از گاهی جلومون سبز میشن و عجز و التماس میکنن! واسه اینکه جلب نظر نکنم و پیرزن متوجهم نشه از تو همون ماشین پیرزن رو با دوربینم نشونه گرفتم. تو همین زمان دو تا جوون که سراشونو با مدل فَشِن آرایش کرده بودند به پیرزن نزدیک شدند. پیرزن با زبون محلی گفت: وچه جان! اتا مه رِ کمک هکن. مه ره وشنائه (بچه جون! کمکی بهم بکن. گرسنه ام). یکی از اون دوتا جواب داد: حاج خانوم! پول خورد ندارم. و به سرعت راهشون رو گرفتند و رفتند. همین طوری از چشمی دوربین شاهد ماجرا بودم. جوونا که دیگه خیلی دور شدن و کوچه تو اون عصر جمعه کاملاْ خلوت شد، پیرزنه شروع کرد با خودش صحبت کردن که: اَی ی ی ! شما جِووننی. چه دوننی؟ قربونِ امیرالمومنین بووِم...      اَی خِدا! چه مه رِ نکوشنی؟؟ ( ای ی ی! شما جوونین. چه می دونین؟ قربون امیرالمومنین بشم...     ای خدا! چرا منو نمی کشی؟؟ )
الان که دارم این متنو تایپ میکنم صدای ناله پیرزن تو گوشمه: قِربون امیرالمونین بَووِم....
واقعاْ تو مملکتی که حکومتش داعیه حکومت علی داره و مردمش خودشونو پیرو علی میدونن کی مقصره که هنوز یه عده گرسنه تو گوشه ای منتظر شنیدن صدای پای علی اند که با کیسه ای نون از راه میرسه؟
از اینکه چند نفر از آدمایی که تو این مدت به درخواست کمکشون اعتنایی نمی کردم احتمال داشت مث این پیرزن نیازمند واقعی باشند تنم می لرزه!...    با خودم میگم : قِربون امیرالمومنین بَووِم ...

مکان عکس: محله میانکت بابل

پیرزن

نوشته شده توسط جواد بیژنی در 1:25 | | لینک به این مطلب