تبليغاتX
عكسخانه :: عکسخانه - ارزششو داشت!
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
ارزششو داشت!

سلام
امروز با همكارا داشتيم در مورد موقعيتهاي تحصيلي كه من بيخيالشون شدم صحبت ميكرديم. راستش من تحصيل تو رشته حقوق اونم مقطع كارشناسي ارشد پيوسته در دانشگاه امام صادق تهران و يا رشته توليد سيما در دانشكده صدا و سيما رو رها كردم و اومدم تو شهرم بابل مهندسي عمران خوندم. امروز داشتيم مي گفتيم نتيجه اين تصميماتم اينشده كه الان اسماً يه مهندسم، رسماً يه كارمند بانك و قلباً يه دوستدار هنر. ولي هر چقدر هم ضرر كرده باشم مطمئنم اگه تهران بودم موقعيت برخورد هر روزه با يه سري از آدما رو نداشتم. حتماً مي گين كيا؟
آدمايي كه وقتي به عنوان يه غريبه وارد محلشون ميشي همه آدماي محل اعم از مرد و زن توی سلام كردن بهت پيشدستي ميكنن. آدمايي كه وقتي واسه كار كوچيكي در خونشونو ميزني از ته دل ازت ميخوان با اونا کنار سفره مختصرشون شريك شي.آدمايي كه وقتي از يكي شون آدرس ميخواي بقيه با حالتي نگران ميان جلو مبادا نتوني نشوني مورد نظرتو پيدا كني. بازم بگم؟ بابا ساده بگم منظورم همين دهاتی هاست.
هر چي بيشتر مرور مي كنم ميبينم نه خيلي هم بد نشد ارزششو داره آدم تو جايي زندگي كنه كه حتي تو محيط شهريش هم پُره از مردم روستايي. شايد الان شمايي كه تو يه شهر بزرگ زندگي ميكني بيشتر با من هم نظر باشي؟

(مکان عکس: روستاي يار سره از بخش بابلكنار شهرستان بابل)

ننه

نوشته شده توسط جواد بیژنی در 3:32 | | لینک به این مطلب