- اَه! جان مادرت ول کن! اخه چقدر در و دیوارو می سابی؟ کی میاد اون گوشه دیوارو نگاه کنه؟ بیخیال شو بیا دو دقیقه بشین.
- کمک که نکِنی کنیز حاجی باقر واری اَنه غُرغُر نکِن (کمک که نمیکنی مث کنیز حاجی باقر انقدر غرغر نکن)
- باز دم سال تحویل شد و شما شروع کردین. بابا هم هنوز مغازه است. اعصاب ما رو داغون کردین.
- عوض هوفته هوفته بزوئن بور شِه پِرِ وِسه تلفون بَزِن. وِ رِ بَئو: اَمه آبرو رِ نَوِرِه. مَردِم وِ رِ وینِنه گِنِنه: بیچاره مَردی سال تحویل موقع هم دَرِه کار کِنه ( عوض اوف اوف زدن برو واسه بابات تلفون بزن بهش بگو آبروی ما رو نبره مردم اونو می بینن و میگن : مرد بیچاره موقع تحویل سال هم داره کار میکنه)
***
- الو. سلام. بابا کجایی نیم ساعت دیگه سال تحویله. بیا دیگه.
برای خوندن بقیه مطلب اینجا رو کلیک کنید.
ادامه مطلب
سلام
بدون مقدمه از همه دوستان بابت تاخیری که به علت مشغله های کاری پایان سال در به روز کردن وبلاگ داشتم پوزش میخوام. ضمناً خدمتتون عرض کنم این روزا در تدارک عکس برای پست شب عید هستم که نتیجشو بزودی تو وبلاگ خواهید دید. برای اینکه این پست خشک و خالی نباشه دو عکس از قوهای مهاجری که مدت کوتاهی مهمون استان ما بودند رو برای امروز در نظر گرفتم.
این رو هم بگم که این قوها همه ساله اسفندماه از سرزمین های شمالی و سردسیر سیبری برای زمستون گذرونی به مازندران میاند. ضمنا در این جلسه عکاسی دوست خوبم آقای مهدیار نصراله پور همراه من بودند که برای تماشای عکسهای ایشون اینجا رو کلیک کنید.
مکان عکس: مازندران - فریدونکنار


به پيشنهاد چندين نفر از دوستان دلسوز پست " بخاطر يک مشت دلار! " رو حذف کردم. از دوستاني که مجبور شدم نظراتشون رو تو پست حذف شده اديت کنيم عذر ميخوام. خيلي سخته آدم حرفشو پس بگيره ! و اين شعر و عکس همراهش هم جايگزينی واسه اون پست حذف شده:
گفتنی ها کم نیست
من و تو کم گفتیم
مثل هذیان دم مرگ، از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم
دیدنی ها کم نیست
من و تو کم دیدیم
بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
رُستنی ها کم نیست
من و تو کم بودیم
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم (شهیار قنبری)
پي نوشت:
دوستان عزيز! ازتون ممنون ميشم اگه برداشتتون از اين عکس رو در قسمت نظرات بنويسيد. خدا رو چي ديديد؟ شايد سال دوم فعاليت "عکسخانه" اينجوري شد:
عکس از من، متن از شما !

